تولد دادا جون
روز پنج شنبه 13/6/93 ماماما برای تولد دادا جون ما رو دعوت کردند به غذاخوری که توی باغ بود ( البته روز دقیق تولدش صاحب تولد در سفر بود ) دادا جون تولدت مبارک کیک مامان پز ...
آیلا در اداره مامان
یک روزی هیچ کس نبود که این دخملی ما پیشش بمونه و در نتیجه خانمی به همراه مامان به اداره اومد و البته دخمل خیلی خوب بود و موقع برگشت چنان خسته بود که تا راه افتادیم تو ماشین خوابش بود و این از عجایب روزگار که آیلایی ظهر بخوابه چه با دقت هم داره به فیلم پلنگ صورتی نگاه می کنه . و در ضمن گوشهای مامان هم به گوش که باید بگم تا ظهر یکی از بلند گوها به رحمت ایزدی پیوست مراسم چای و نبات خوری ...
دعوت به مسابقه
سلام من به این مسابقه از طرف دوست عزیزم مامان آرشیدا قند و عسلی دعوت شدم كه جا داره همینجا ازشون تشکر کنم اگه ماهی از سال بودم: اردیبهشت ، اواخر اسفند بوی بهار می ده اگه روزی از هفته بودم: پنج شنبه چون فرداش تعطیله اگه عدد بودم: 1 اگه نوشیدنی بودم: آب گوارا اگه ثواب بودم: آلوده نکردن طبیعت اگه درخت بودم: درخت گردو اگه میوه بودم: خرمالو - آلبالو - سیب- گوجه سبز اگه گل بودم: گل شب بو اگه آب وهوا بودم: آفتابی بهاری اگه رنگ بودم : همه رنگهای شاد اگه پرنده بودم: کبوت...
مسابقه اینترنتی
دوست خوبم عاطفه جون مامان الای ناز من رو به مسابقه وبلاگی دعوت کرد و من هم در این مسابقه شرکت کردم و بعد از اون هم سه تااز دوستام رو به این مسابقه دعوت خواهم کرد 1 -بزرگترین ترس تو زندگیت چیه؟ترس از اعمالم 2- اگه 24 ساعت نامرئی بشی چیکتر میکنی؟در حال حاضر یک خواب بی سر و صدا از دست شیطونی های دخترم 3-اگه غول چراغ جادو توانایی برآورده کردن 5 الی 12 حرفت رو داشته باشه اون آرزوت چیه؟سلامتی خانواده ام و شفای همه مریضها 4-از میان اسب وپلنگ وعقاب کدوم رو دوست داری؟ اسب . 5-کارتون مورد علاقه ات چیه؟بارباپاپا- مهاجران –جودی ابوت 6-در پختن چه غذایی مهارت ن...





